چهارمین کارگاه از مجموعهTalkWalk

 ورکشاپ DELTA-Z

اساتید:  Rodrigo Aguirre / Edouard Cabay

همکار دوره: رامتین طاهریان

 

تاریخ برگزاری:1 الی 11 بهمن ماه1395  

دانشجویان:

اویس شهنایی، امیر جاودان، محمدرضا مهجوری، آیدا جهانشیری، بهار باقری، نگار بیسادی، پانیذ فرخ سیر، امیر علی زینتی، ماندانا  تنباکویی،سروین سرابی،شایان میرزا بیگی، رضا حسامی، غزل رفالیان، سروناز حسینی، مرجان خالقی، مرجان خالقی، سروش گریوانی، نعمت اله صفری ، آرمان نجاری

 

صفحه این پروژه در سایت مدرسه معماری Iaac


توضیحات دوره:

معماري حوزه ای است که رياضيات را مجاب مي‌کندکه از دنياي تئوري خارج شده و با واقعيت ملموس مواجه شود. نقوش اسليمي، به عنوان مثالي از بکارگيري رياضيات در طراحي، که در دنياي ساخت به آجرکاری ها، کاشي هاي سراميکي و... تبديل مي‌شوند، منجر به ايجاد موتيف هاي بسيار پيچيده اما سطحي مي شوند که در فضاسازی‌های جهان اسلام تأثیرگذار بوده و بسیاری را مزین کرده اند.   

اين نقوش داراي ساختاري پنهان هستند، سيستمي مانند يک کُد، الگوريتم يا حتي نوعي بازي متشکل از اعمال ابتدايي هندسي مثل تقارن و چرخش. اين سيستم پايه اي در نقوش قابل رؤيت نيست ولي به دليل تأثير آن به عنوان سيستم سامان دهنده اين ساختارها، به وضوح قابل درک است. در  در قلمروي ساخت و ساز فيزيکي، کاشي هاي سراميکي نوعي بازنمايي از سيستم‌هاي رياضيات اند. تعدادي کاشي چند وجهي که با يکديگر در فرم و رنگ تفاوت دارند، داخل شبکه اي سيستماتيک قرار مي گيرند تا بستري بي انتها از اين ستاره‌ها  را به وجود بياورند. فرد معمار و مجري اين نقوش در راستاي ساده سازي و بهينه کردن روند توليد، متناسب با قالب نمونه نقوش، قطعات مشابه با رنگ و فرم خاص خود را بازتوليد 

مي کرده و در نتيجه فرشي از قطعات تکرار شونده سراميکي را خلق مي کرده است. در گذشته، 

خواسته‌هاي سازنده، رياضيدان را محدود مي کرده است. امروزه مي‌دانيم که علم رياضيات در آن زمان بسيار پيشرفته تر از نيازهاي دنياي ساخت و ساز بوده است.

اما اکنون، تکنيک ها به واسطه ي انقلاب ديجيتال تکامل پيدا کرده اند. سيستم هاي توليد انبوه که با روش هاي عددي کنترل مي شوند، و به وجود آمدن پردازشگرها و امکان انجام محاسبات سريعتر، روش هاي سنتي توليد صنايع دستي، مورد بازانديشي قرار گرفته اند. ساخت ابزارها نيز تکامل پيدا کرده و استانداردسازي روشي پيش پا افتاده تلقي مي شود و رياضيات بسيار پيچيده تر مي‌تواند در روند توليد معماري به کار گرفته شود. براي مثال، پارامتريزه کردن روند طراحي و ساخت، به اين معنا که ضرورت تکرار عيني اجزا، چند وجهي‌ها يا سراميک‌ها بواسطه امکان ایجاد تغييرات، وجود ندارد، قابل دسترسي است. علاوه بر اين، 

شبيه سازي و مدلسازي ديجيتال، تحليل هاي توپولوژيک و سازه اي، به ما کمک مي کنند تا سيستم‌هاي هندسي را به مثابه ساختارهايي سه بعدي، بهتر بشناسيم و مورد بررسي قرار دهيم.

اين پژوهش که در قالب يک کارگاه عملي آموزشي 10 روزه شکل گرفت، قصد داشت تا با عمق بخشيدن به سيستمي هندسي و با اشاره به ظرفيت‌هاي سازه اي و گسترش پتانسيل هاي کاربردي وسيع اين ساختارها، سطحي بودن آن را مورد سئوال قرار بدهد. اين پژوهش با هدف خلق فضايي به دور از هرگونه تايپولوژي معماري، مثل سايبان، پاويون و يک ساختمان شکل گرفت. فضايي که مي‌توان آن‌را به عنوان هرنوع بيان مادي که منجر به سه بعدي سازي و پارامتريزه کردن سيستمي رياضياتي از شبکه‌ها منجر شود، تعريف کرد.

در طول دوره، شرکت کنندگان علاوه بر بررسي نقوش هندسي در لايه هاي مختلف، با رويکردهاي گوناگون اقدام به بازتوليد اين ساختارها به نحوي هوشمند و قابل کنترل کردند. به اين ترتيب که در ابتدا با تحليل کوچکترين عضو شکل دهنده يک مجموعه و سپس با ترسيم دوباره سيستم با ابزار ديجيتال، پارامترهاي تأثير گذار و تعريف کننده هر سيستم شناسايي شدند. در نهايت با استفاده از ابزار فيزيکي به واکاوي اين سيستم‌هاي دو بعدي در بعد سوم در راستاي شناخت پتانسيل هاي فضايي و سازه‌اي آن پرداختند. خروجي نهايي اين پژوهش، معرفي روند طراحي سيستماتيکي است که با نگاهي به گذشته، امکانات امروزي را در راستاي محقق سازي اهدافي پيچيده تر در توليد معماري، به‌کار می‌گیرد.