آتلیه سورئالیسم و معماری 

اساتید: انسیه خمسه، شهریار قرایی

با همکاری :آرش نصیری / صالح نجفی

 

دانشجویان :

محمد میرزایی داریانی/ حمید شاکری/علی کاوه پور/  پارسا عبدالله زاده/ الهه سید منیر/ آرمین بادیان/ حامد راسخ پور/ امیر بخشی/ شرمینه رحمانی/ علیرضا تسلیمی/ کیمیا کامروا/ آرین مهدوی/ آیدا عباسی/ امیر حسین طالبیان اشکذری/ مریم توکلی

 

 

توضیحات دوره:
به منظور شناخت واقعيت به رويا پناه مي‌آوريم. 
امروزه مي‌توان تأثيرات و بازخورد‌هاي اعتراضي و انتقادي جريان دادائيستي را در شكل‌گيري آثار نوظهورِ هنر و معماري معاصر جهان، مشاهده کرد. در اوايل دهه 20 ميلادي، استراتژي‌هاي دادائيستي از سويي و تئوري‌هاي روانكاوانه فرويد از سوي ديگر زمينه‌ساز پيدايش سورئاليسم گرديد. سورئاليسم كه در ابتدا به عنوان يك نهضت ادبي شروع به كار نمود و پس از مدتي عرصه‌هاي هنرهاي تجسمي را درنورديد. آندره برتون در متني اينگونه به تعريف سورئاليسم مي پردازد: 
 «سورئاليسم، خودکاری روانی محض (اتوماتيسم رواني ناب) که كوششي است براي بيان كاركردِ راستين ايده به صورت شفاهي، كتبي و يا به هر طريق ديگر. ايده تحميل شده در غياب هر نو ع عنصر بازدارنده ناشي از عقل و فارغ از ملاحظات زيبايي‌شناسي يا اخلاقي. سورئاليسم مبتني است بر اعتقاد به واقعيت متعاليِ برخي از اشكالِ تداعي، كه تاكنون مورد غفلت واقع‌شده و مبتني بر قدرت مطلق رويا و به نقشِ بی‌غرضانه تفکر است. حل كردن تناقضي است كه پيش از اين ميان رويا و واقعيت تصور مي‌شد،  
حل كردن تناقضي در يك واقعيت مطلق و در يك فرا‌‌ ‌واقعيت.» 
سورئاليسم بر اين نكته تاكيد مي‌نمايد كه واقعيتي برتر از حقيقتي عقلاني، كه انسان به واسطه تعقل براي جهان قائل است وجود دارد. واقعيتي استوار بر‌ ناخودآگاه، كه در طول تاريخ همواره قواي عقلاني از سيلان راحت آن جلوگيري نموده است. فارغ از ساختار نظام مدرن، زندگی انسانی، بر شرايط گوناگون محيطي و رفتارهای غير قابل پيش‌بينی بنا نهاده شده است و با توجه به انباشتگی نيازها و تغيير آنها در طول زمان، هيچ سيستمی به طور کامل قادر به پاسخگوی تمام نيازها نيست. آنچه معماری مدرن را از معاصر تميز می‌دهد، ايجاد فضاهای غير قابل پيش‌بينی، امکان کشف فضا به واسطه ادراک توسط مخاطب و بازتعريفي از فضا است. اين برخورد نيازی به غير از منطق بسته صفر و يک را طلب می‌نمايد و بر مکان هايي قدم می‌نهد که بي شمار اعداد موجود در اين بازه دچار ارزش می‌گردند. برای حصول به چنين مکانيسمی، ناخودآگاه ارزشی مضاعف يافته و نقش اتفاق در شکل‌گيری پديده‌ها مهم می‌گردد. نياز جديد، فرم و انديشه جديد را طلب مي‌نمايد و انديشه جديد به جابجايي مرزها مي‌انجامد.
در اين دوره به مقوله معماري با كُنشي انتقادي و از زاويه نگاهي متفاوت و به دور از عملکردگرایی باهاوسي نگاه گرديد. دوره به دو بخش تئوري و عملي تقسيم شد و در تئوري سعي بر آن شد به واسطه آشنايي با متفكران و هنرمندان دادائيست و سورئاليست و آثار آنها و نظرات برخي از صاحبان انديشه، دركي از شيوه و تفكر آنها براي حصول به چنين جهان‌بيني صورت پذيرد و در بخش عملي فرد به شناسايي دوره، دغدغه‌ها و فرايندهاي ذهني به واسطه ساخت بپردازد و در پايان با برخورد اين دو سطح آگاهي، محصولي ارائه گردد كه در پيشبرد انديشه معمارانه مؤثر واقع شود.